X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 3 مهر‌ماه سال 1386
شروعی دوباره!

 

قطع بودن بی موقع اینترنت باعث تاخیر یک روزه شد....

 

(1) 

زیبا ترین حرفت را بگو
شکنجه پنهان سکوتت را آشکار کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست

حتی بگذارآفتاب نیز برنیاید
به خاطر فردای ما اگر
بر ماش منتی است؛
چرا که عشق،
خود فرداست
خود همیشه است
بیشترین عشق جهان را به سوی تو میاورم
از معبر فریادها و حماسه ها
چرکه هیچ چیز در کنار من
از تو عظیم تر نبوده است
که قلبت
چون پروانه یی
ظریف و کوچک وعاشق است   (شاملو)

 

مگر می شود از یاد برد آن روز را؟ روزی پر از دلهره و هراس از ورود به دنیایی که آرزویش را داشتم و نمی دانستم چگونه است؟ پر از ترس بودم و شادی نهفته از پیروزی . طبقه سوم یک ساختمان آجری بزرگ ، کلاس 310 ، زبان عمومی ، استاد فخرالشعرا...اولین روز دانشگاه ، دیدن تو با صورتی مهربان در ردیف اول و نشستن من در صندلی کناری تو...بعضی وقت ها فکر می کنم اگر آن روز و آن لحظه آنجا نبودی و یا آنجا نبودم این پیوند ابدی چگونه شکل می گرفت؟ اما شد...یک اتفاق زمانی قلبهای ما را پیوند داد و من و تو ،ما شدیم....

عزیز راه دورم ، امسال 2 مهرم را بدون حضورت آغاز کردم، هر لحظه منتظر بودم بیایی و با هم به آن وعده گاه دوتایی مان برویم و این روز را جشن بگیریم...نبودی اما هدیه آخر شبی ات بدجوری بغض گلویم را آشکار کرد...تو یادت بود، تو همیشه همه چیز را به یاد داری، نمی توانستم حتی فکرش را بکنم که در آن شرایطی که هستی هم 2 مهر رابه یاد داشته باشی و اینگونه غافلگیرم کنی...کارت زیبایت را تا ابد در گوشه ای از اتاق می گذارم...تصویر دو دوست پیر شده در کنار هم ، اثبات اینکه ما می توانیم حتی اگر مرزهای جغرافیایی دوری مان را به رخ بکشند...

سالروزی دیگر از این پیوند بر تو هم مبارک بهترین همراه همه لحظاتم. سوگند که این روز را از یاد نخواهم برد چون تو برای من فرستاده شدی ، برای بودن در کنارم و برای هدیه دادن گرمای پر مهر دستانت....

برای همه لحظات هم نفسی مان از تو ممنونم!

 

(2) 

با اجازه از اسد وجودی نازنین برا ی استفاده از این ترانه :

ما هر دو می دونیم  :

این آخرین باره

این آخرین روز از یک فصل  ِ دشواره   

از هم جدا می شیم ، بی خواهش و افسوس 

تو گریه می کردی :

در متن  ِ یک کابوس  

رو اشک های تو ، من چشم می بندم

خاموش و بیهوده  ، دلمرده می خندم   

از هم جدا می شیم  ، بی بوسه و بدرود 

یک جمله ی ساده   "  تقدیر  ِ ما این بود  " !

تقدیر یعنی چی ؟

من رنج می بُردم

با کشف  ِ بی رحمی ، از ریشه  افسردم  

این آخرین امضاست . . .  دستم نمی لرزه !

می رم پناهم شه  ،  آغوش  ِ یک هرزه  

آغوش  ِ یک  هرزه  ، یعنی  فراموشی 

یعنی  دروغ  و پول  ، مستی  . . .  هم آغوشی  

آغوش  ِ ما آیا  چیزی به جز این داشت ؟!

وقتی  که هر بوسه  معنای توهین داشت  ! 

شاید  . . .

              اگه شاید  ، تردید  می کردم

نه  !  این  یه نفرینه 

من بر نمی گردم !(اسد وجودی)

 

باورم نمی شود نابودشدن یک زندگی را ، باورم نمی شود پایان یک هم سقفی را. باورم نمی شود بهترین یاور کودکی هایم اینگونه شاهد از هم پاشیدن عشقی 4 ساله باشد. چرا؟ مگر می شود بنای یک عشق را بر سر هیچ و پوچ نابود کرد؟ مگر می شود چشمان نجیب و قلب پاک اش را ندیده گرفت و ...ندیده گرفت و آن سند کذایی را امضا کرد؟ به کدامین گناه اینگونه قلب مهربان ات شکست برادرم؟ هنوز باور نمی کنم.باور ندارم تو تنها شدی. تو با اینهمه محبت خالص، تو با یک دل دریایی ...این روزها خاطرات کودکی هایمان ، خاطرات با تو بودن و با تو هم بازی شدن ، با تو جنگ کردن و فریاد زدن ، باتو خندیدن و گریستن لحظه ای رهایم نمی کنند. همه می گفتند قلبت دریایی است و روحت به پاکی روح یک نوزاد ، چقدر حسادت می کردم به این همه سخاوت و بخششت ، به ندیده گرفتن بدی ها و به ممنوع کردن ورود نفرت به قلبت. اما او تو را نشناخت. همسرت روح پاکت را ندید . یک طرفه قضاوت نمی کنم ، سخت است....حالا تو پیش مایی ، باید خوشحال باشم که روزهای قدیم تکرار می شوند و خانه از عطر وجودت پر می شود و خاطرات آن روزها زنده ؟ یا غمگین قلب شکسته ات باشم مهربانم؟ نمی دانم، گیج ام و سردرگم...باورم نمی شود زندگی ای را که آنگونه عاشقانه آغاز کردی اینگونه سرانجامی داشته باشد.......خدایت بزرگ است عزیز همیشه . تو می توانی...دوباره شروع کن ، بلند شو و اجازه نده نامهربانی هایی که دیدی قلب مهربانت را آزرده تر کنند، بلند شو  ما در کنارت هستیم ، همیشه و همه جا....

 

(3)

این روزها فرصت گشت و گذار و سرزدن به وبلاگ دوستان را ندارم ، نه مجالی داشتم و نه حس و حالی ،  ببخشایید...اما شنیدم که وبلاگ ما در برخی جاها و با بعضی ISP ها فیلتر شده است. چرایش را نمی دانم اما گمان کنم لینک دادن به بیش از 2 سایت یا وبلاگ فیلتر شده منجر به این مساله شده...امید به رفعش ! ما که تمایلی به حذف لینک هانداریم....