X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1387
باز آمدم!

 سلام

توی همین مدت کوتاه انگار سالیان سال است است که از این خانه دورم....

خسته شدم از کلاس و درس ، آنهم اجباری و با هزاران تهدید و اما و اگر. چاره ای نیست برای ورود رسمی به سازمان باید دوره چهار ماهه ای را بگذرانیم و حق هیچ گونه غیبتی را هم نداریم. کلیه اضافه کاری ها قطع و  هر غیبت معادل یک روز کسر از همان حقوق ناچیزی است که نمی دانم چرا هیچ کس باورش نمی کند. بارها گفته ام که کارمند نفت بودن ،آواز دهل است و وقتی واردش شوی تازه می فهمی که خبری نیست و نفتی سر سفره ات نی آید..شاید برای پیشکسوتانش خوب باشد – نفتش نه، حقوقش! -اما برای ما تازه واردین...بگذریم!

 

تعطیلاتی که از اواخر اسفند سال قبل انتظارش را می کشیدیم با سرعتی معادل نور گذشت. آنقدر ملت همیشه در صحنه ،جاده های شمالی و غربی و شرقی را اشغال کرده بودند که ما ترجیح دادیم در خانه بمانیم و تنها برای خالی نبودن عریضه یک روز را در دامان سرسبز طالقان با دوستان و اساتید گرامی گذراندیم که جای همه خالی...

 

نادر ابراهیمی عزیز هم درگذشت تا امسال باز هم شاهد پرواز بزرگان ادب و هنر ایرانمان باشیم.یک دنیا خاطره با کتاب" آتش بدون دود" اش دارم و "یک عاشقانه ی آرام " اش را در صف نوشته های محبوبم قرار داده ام.روحش شاد و یادش تا ابد ماندگار...

 

اسباب کشی کنسل شده مان هم دنیایی از کارتن و وسایل جمع شده را برایمان باقی گذاشت تا دوباره به قول دوستی "خوشحال شده" و بازشان کنیم.

 

روزها در گذرند و دلم برای اینترنت رویایی اداره به شدت تنگ شده. در این چهارماه کاملا در خدمت آموزش بوده و حق ثبت ورود و خروج در سازمان و حضور در اداره را نداریم و از آنجایی که هیچ گونه اضافه حقوقی در کار نیست بنده در حال حاضر و به قول رییس عزیز فی سبیل ا... در اداره حاضر شده ام تا درکنار کارهای ریز و درشتی که در غیبتم با کاغذهای چسب دار تمامی سطح مانیتورم را پوشانده اند سری هم به دنیای مجازی و دوست داشتنی نت بزنم...فرصتی برای سر زدن به دوستان عزیز نداریم و از این باب به شدت شرمنده ام و دلتنگ...

 

و حرف آخر اینکه این روزها آلبوم " باز آمدم " کاری از " روزبه نعمت الهی" را مکرر می شنوم و دوستش دارم.

باید بروم...تا فرصتی دیگر.

 

پنج‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1387
پرسپولیس ..

سلام به همه دوستان. روشنک چند روزی گرفتاری‌های کاری داره، نمیرسه بیاد اینجا از فیلم‌های روز بنویسه. منم که مثل اون نمی‌تونم فیلم‌هایی که می‌بینم رو توصیف کنم. پس خلاصه چند روزی ما رو تحمل بفرمائید تا صاحبش برسه!

یکی دو روز پیش فیلم پرسپولیس رو دیدم. حس غریبی بود که شما همه لحظات فیلم رو بتونین درک کنین. وقتی سینماپر از آدم‌های غیر ایرانی اما مشتاق دیدن پرسپولیس ایران باشه.

من تفسیر نمی‌کنم فیلم رو چون سلیقه‌ی شخصی هرکس نسبت به فیلم فرق می‌کنه.اما از دوستانی که دیدن خواهش می‌کنم بیان و نظر بذارن و بگن که چی فکر می‌مردن راجع به فیلم.

ممنون از همه.