X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 16 فروردین‌ماه سال 1388
چقدر زود گذشت...

لحظه تحویل سال هرچی منتظر ماندیم تا شاید لابه لای پرحرفی های تمام نشدنی فرزاد حسنی صدای توپ و دُهلی بشنویم و آغاز سال 1388 ای ، نشد که نشد! اصلا نفهمیدیم کِی سال تحویل شد..."هرسال می گیم دریغ از پارسال".

****

روز دوم فروردین فرصتی پیدا کردیم و با استاد علی و ارغوان رفتیم سینما.اول فیلم "وقتی همه خوابیم" از "بهرام بیضایی" را در سینما آزادی دیدیم و نهاری دلچسب در "شاطر عباس" مهمان استاد علی بودیم و بعد در سینما فلسطین "اخراجی های 2" از"مسعود ده نمکی" را دیدیم که حیف پول بلیط!!! برای اولین بار در سالن سینما یک چرت حسابی زدم ، چون حالم از شوخی های لوس و نچسب اش حسابی خراب شده بود! و اندکی احساس تاسف کردم و میکنم از این همه سطحی نگری مردم عزیزمان و فروش چند میلیونی این فیلم در آغاز امسال...

از فیلم های قبلی "بهرام بیضایی"، "باشو غریبه کوچک" و "مسافران" یادگارهای روزهای نوجوانی ام بودند و "سگ کشی" یادآور گریه های بلند مادر عزیزم در سینما ساویز کرج... "وقتی همه خوابیم" اما با وجود کاندیداتوری اش در چندین رشته از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی در جشنواره فجر87، فضای داستانی عصبی و پرتنشی داشت. هرچند روال اصلی داستان گوشه ای از واقعیات زشت و تلخ سینمای روز را نشان می داد  و اشاره صریح "بیضایی" به تهیه کننده فیلم ساخته نشده اش "اعتباریان" ، اما من سگ کشی را حتی با وجود غیرواقعی بودن فداکاری های زن قصه در دنیای واقعی ، بیشتر دوست داشتم!

****

امسال برای من و همسرگرامی سال سفر بود. دیدن سواحل خلیج فارس از آن سوی مرزهای ایران ، رشد و پیشرفت چشمگیر یک کشور کوچک عربی حوزه خلیج فارس و هجوم هر ساله ایرانیان و انتقال سرمایه هایشان به آنجا، رفتن به کنسرت " ابی" عزیرم و همصدا شدن با او  و ترانه های قدیمی اش همصدا با حدود ده هزار نفر ایرانی، باران بی سابقه و خراب شدن کنسرت " قمیشی و منصور و ..." و اجرای آنها با صدایی به شدت بد و بی کیفیت، خرید از فروشگاههای زیبا و بزرگ ، بازی درپارک آبی و .... خاطراتی فراموش نشدنی سفر اول بودند و ازدواج بهترین برادر دنیا و دیدن مامانم بعد از چهار ماه و برگشت با هواپیمایی وحشتناک و ده بار خواند اشهد تا لمس خاک تهران خاطرات سفر دوم.

****

و سرانجام برگشت به اداره بعد از 17 روز تعطیلی و خوش گذرانی از همه چیز سخت تر بود ، به خصوص وقتی برگ های تقویم جز پنج شنبه و جمعه هیچ رنگ قرمزی ندارند!